قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
130
درة التاج ( فارسى )
در طباع - تا بغايتى كى اغبياء ترك - و اجلاف عرب ، طباع خوذ را بر توقير بيران مجبول مىيابند - بسبب اختصاص ايشان بمزيد علمى كى از تجربه مستفاد باشد ، بل كى بهيمه بطبع توقير آدمى « [ مى ] » كند - به جهت تفرّس كمالى زيادت - كى در آدمى كرده است . اينست فضيلت علم مطلقا . و امّا فضيلت تعليم و تعلّم « 1 » ازينجا ظاهر « ( شوذ ) » ، - جه علم جون افضل امور باشذ تعلّم آن طلب افضل باشد ، و تعليم آن افادت افضل . - و بيان اين بر سبيل تفصيل آنست - كى مقاصد خلق منحصرست در دين - و دنيا ، و نظام دين نباشذ الّا بنظام دنيا ، - « فإنّ الدّنيا مزرعة الآخرة » ، و امر دنيا منتظم نشوذ - الّا بأعمال آدميان ، و اعمال - و حرف - و صناعات ايشان در سه قسم منحصرست : قسم اوّل - اصولست كى قوام عالم بىنظام آن صورت نبندد ، و آن جهارست : زراعت از بهر مطعم ، و حياكت [ ( از بهر ملبس « 2 » ، و بنا ) ] از بهر مسكن ، و سياست از بهر تألّف - و اجتماع - و تعاون در اسباب معاش . قسم دوّم - آنست كى مهيّئ اين صناعاتست بأعداد آلات آن ، جون حلاجت « [ و ] » غزل - كى خدمت حياكت كنند - بأعداد محلّ آن . قسم سوّم - آنست كى متمّم اصولست ، و مزيّن آن ، جون طحن - و خبز به نسبت با زراعت ، و جون قصارت - و خياطت به نسبت با حياكت ، - و اين بإضافت باقوام امر عالم ارضىّ جون اجزاء شخصاند به نسبت با او ، جه آن نيز سه قسم است : يا اصولاند جون : دل - و دماغ - و جگر . - يا خادم آن جون : معده - و اعصاب - و شرائين - و آورده . يا مكمّل - و مزيّن آن ، جون : اظفار - و اشعار - و حواجب - و اهداب « 3 » . و اشرف اين صناعات سياست است ، و ازين جهت صاحب اين صناعت استخدام
--> ( 1 ) - تعالم - اصل . ( 2 ) - تلبس - م . ( 3 ) - اهداء - م - ه .